چگونه در سوادآموزان ایجاد انگیزه کنیم
چگونه در سوادآموزان ایجاد انگیزه کنیم
معصومه احمدی مقدم
انگيزه كليد يادگيري براي تمامي فراگيران است و به دو بخش تقسيم مي شود:
انگيزه بيروني و انگيزه دروني . انگيزه بيروني زماني وجود دارد كه افراد بوسيله يك پيامدي كه خارجي است برانگيخته مي شوند مثلاً فردي كه در كلاس بر روي نوشتن يك گزارش يا انشايي سخت كار مي كند تا نمره عالي بگيرد تا توسط معلمش پاداش و جايزه اي را دريافت نمايد .
در مقابل انگيزه ي بيروني انگيزه دروني وجود دارد به اين معنا كه شخص براي انجام موفقيت آميز تكاليف خود تمايل دروني دارد خواه براي آن ارزش بيروني وجود داشته باشد و يا نداشته باشد افراديكه براي يك فعاليت خاص به طور دروني برانگيخته مي شوند براي مشاركت در آن فعاليت برانگيخته نمي شوند بلكه آنان فعالانه به دنبال فرصتهايي براي مشاركت هستند و وقتي چنين فرصتي را بدست مي آورند در آن فعاليت غرق مي شوند و زمان را فراموش مي كنند . براي حفظ سطح علاقه دروني فراگيران در فعاليتهاي كلاس بايد بين تكاليف كه انجام آن در حد آستانه تحول نهايي شناخت فرد باشد وتكاليفي كه انجام آن در حد آستانه جاري اواست ( آموخته هاي قبلي و آموخته هاي جديد ) تعادلي ايجاد كرد مجموعه اي از اين دو ، تكاليف كلاسي او را مشخص مي كند وقتي براي فراگيران تكاليفي محول مي شود كه خيلي دشوار باشد در آن موفق نمي شوند و به همين علّت شكست مي خورند و انگيزه دروني آنان رو به كاهش مي گذارد . بر عكس ، اگر تكليف آسان باشد ( يعني در حد آستانه تحول جاري باشد ) آنان موفقيت را تجربه خواهند كرد . كه همين امر ، سبب ايجاد حالتي از خود هدايتي مي شود يعني اين تكاليف باعث مي شود كه فراگير بدون استمداد از ديگران به موفقيت نايل شود .
اگر قبل از شروع دوره اي جديد از فعاليت براي ابراز شايستگي هاي فردي فرصتي نشود . آنان در انجام تكاليف خود ناكام مانده به تدريج از آن اجتناب مي كنند . اگر شروع كلاس با تكاليف قابل پيش بيني همراه باشد و اين تكاليف با سطح آستانه ي تحول جاري فراگيران متناسب باشد . آنان فرصت خواهند داشت به تمرين مهارتهايي كه قبلاً دروني كرده اند بپردازند . وقتي كلاس با تجارب موفقيت آميز شروع شود ، ادراك شايستگي آنان به گونه اي تقويت مي شود كه بعدها مي توانند بر فعاليتهاي دشوار نيز فايق آيند . يكي از راههاي اصلي سرعت بخشيدن به انگيزه دروني فراگيران براي يادگيري دادن فرصت به آنان جهت به دست آوردن اهداف تحصيلي خود ، يعني اقدام به انتخابهاي مهم درباره يادگيري و احساس مسئوليت درباره آن است که مي تواند باعث ايجاد انگيزه براي يادگيري باشد و نيز آن انگيزه را حفظ كنند . به هر حال يكي از راههاي سرعت بخشيدن به انگيزه دروني فراگيران اين است كه بدانيم به چه نحو به انان اجازه انتخاب دهيم بطوريكه ادراك شايستگي در آنان كاهش نيابد .
وظيفه نخستين يك آموزشیار در ايجاد انگيزه اين است كه براي بروز رفتارهاي مناسب و نامناسب سواد آموزان منتظر بماند و صبر پيشه كند . سپس با مشاهده آن بلافاصله برای تقويت يا رفع آن اقدام نمايد . مثلاً هر گاه فردي از آنان وقتش را بدون تكليف سپري كند مثلاً بجاي گوش دادن به درس ، حرف بزند و يا بهانه اينكه تكاليفش را در منزل انجام خواهد داد به رويا فرو مي رودآموزشیار اين رفتارهاي نامناسب را به اميد از بين رفتن آن ناديده خواهد گرفت . فقط وقتي كه رفتار وي خيلي مخرب باشد و يا ديگران از نظر رواني و عاطفي و جسماني از رفتار او متأثر شوند آن وقت آموزشیار براي اداره ي كلاس به روش تذكر متوسل مي شود .
افزايش اعتماد به نفس در فراگيران در ايجاد انگيزه آنان كمك بسيار موثري دارد . وقتي آموزشیار با افراديكه خود را شديداً ناشايست مي دانند به فعاليت مي پردازد بايد به كوچكترين پيشرفت آنان در رفتار و عملكرد حساس باشد و به نحو مطلوب آنها را تقويت نمايد . موفقيت اين گونه اشخاص بصورت عادي حاصل نمي شود آنان مانند افراديكه اعتماد به نفس بالايي دارند عمل نمي كنند بنابراين آموزشیار بايد با استفاده از پاداشها به شكل دهي رفتار بپردازد . مثال : سارا يك خانم منزوي و گوشه گير است در هنگام انجام تكاليف اوهميشه به يك نقطه از كلاس خيره شده و در رويا فرو مي رود آموزشیار كه تصميم مي گيرد تا از طريق پاداش بيروني ، توجه او را به درس جلب نمايد هميشه از عملكرد جزئي شروع مي كند . در مرحله اوليه به خاطر كمترين توجه او يك پاداش داده مي شود ولي با افزايش توجه سارا خانم ، ديگر معلم به توجهات طولاني مدت او پاداش مي دهد . هدف عمده در اينجا به معطوف كردن مقدار معيني از دقت و علاقه او به تكاليف درس است تااين فرد لذت موفقيت تحصيلي را بچشد . حتي اگر سطح آن پايين باشد . تا زماني كه او موفقيت تحصيلي را تجربه نكند هرگز انگيزه دروني در او به وجود نخواهد آمد . از سوي ديگر آموزشیار مي تواند با ايجاد يك رابطه دوستانه و مثبت اين انگيزه را در فراگيران ايجاد نمايد . نخستين روزهاي تشكيل كلاسها و ورود فراگيران به كلاس از اهميت زيادي برخوردار مي باشد زيرا در ذهن آنان نيز مانندساير افراد ، در اولين برخورد با اشخاص ، برداشت نسبتاً پايداري بوجود مي آيد از اين رو معلمان و آموزشياران عزيز بايد به اهميّت تأثير برخوردهاي خود در اولين روزهاي كلاس توجه خاصي داشته باشد . شرايطي وجود دارد كه حتي ارام ترين و منطقي ترينآموزشیار نيز به طور اتفاقي يا از روي هيجان ناخواسته باعث رنجش خاطر و آزردگي فراگيران شده آنها را از خود دلگير و گريزان مي كند در اين مورد ، عذر خواهي مي تواند باعث شود كه ارتباط بين او و فراگيرش دوباره برقرار شود و يا حتي صميمي تر از گذشته شوند .
نشان دادن علاقه به فراگيران : آموزشياران براي كمك به فراگيرانشان بايد راه های را بيابند تا فراتر از آنچه از آنها انتظار مي رود عمل كنند در اين جا سخن از يك عمل افراطي نيست بلكه منظور اين است كه به آنان نشان داده شود كه مزاحم نيستند و آموزشیار از كار كردن و كمك كردن به آنان لذّت مي برد مثلاً با دادن يك شماره تلفن كه در صورت نياز تماس بگيرند و اگر اشكال درسي و يا كمك ديگري داشته باشند مطرح شود كه با اين طريق آموزشیار به سواد آموز خود اين اطمينان را مي دهد كه به او و درس خواندنش علاقمند است و اين خود باعث افزايش انگيزه در تحصيل آنان مي شود . وقتي افراد به منابع قدرت خود متكي باشند تمايل دارند كه احساس آرامش و اطمينان كنند و آنان مي دانند كه اگر با مشكلي روبرو شوند افراد مورد اعتمادي وجود دارد كه حمايتهاي عاطفي و اجتماعي مورد نياز را جهت برخورد مؤثر با آن مشكل ارايه مي دهند به بيان ديگر افراد مورد اعتماد مي توانند براي فراگيران منبع بسيار مهمي باشند وقتي كه آنان احساس ضعف مي كنند به حمايت آموزشیار دلگرم خواهند بود . اين ارتباطهاي اطمينان بخش اعتماد به نفس را در آنان ایجاد می کند و در نهايت انگيزه آنان را بالا مي برد .
براي آنان سواد آموزي زماني معتبر است كه به عنوان « معناي افزوده » راهي به سوي فهم مشكلات واقعي زندگي آنان مطرح شود . اگر اين تلفيق بين شرایط زندگي آنان و شيوه اعمال سواد آموزي رعايت نشود به بي تفاوتي و عدم و طرد سواد از سوي بي سوادان منجر خواهد گشت . افراد بدون انگيزه و هدف خود را شايسته تحصيل نمي دانند و اين افراد بعد از مدتها تلاش براي انجام تكاليف و صرف انرژي و وقت آن را رها مي كنند به عبارتي آنان ديگر در صدد كمك گرفتن از افراد ديگر نبوده و بر راهبردهاي كنترل صاحبان قدرت متكي نيستند و تصور مي كنند بر آنچه كه در اطراف آنان رخ مي دهد هيچگونه تأثيري ندارند . و آنان قايل به ارتباط بين رفتارها تحصيلي فرد و وقايع كلاسي نيستند اگر آموزشیار از آنها سوال كند و جواب درست بشنود اين افراد علت موفقيت خود را به شانس و آساني سوال نسبت مي دهند و وقتي در يك امتحان نمره پايين كسب كنند آنرا ناشي از ضعف علمي و عدم مطالعه نمي دانند براي آنان نتيجه امتحان از قبل مشخص است و ميزان مطالعه نتيجه را تغيير نمي دهد . بنابراين آموزشیاران با شناختي كه از وضعيت رواني فراگيران بدست مي آورند بايد در جهت تأثير گذاري بر انگيزش تحصيلي آنان بكوشند .
يادگيري عامل ديگري براي ايجاد انگيزش در سواد آموزان مي باشد به گونه اي كه اين يادگيري فقط منوط به درس و مطالب كتابي نباشد بلكه آموزشيار در ديگر حالات و رفتارهاي فراگيران بتواند تغييراتي ايجاد كند كه وقتي آنان خود به اين فهم برسد كه با رفتن به كلاسها ، در رفتار و كردار و گفتارش اصلاحاتي شده انگيزه اش زياد مي شود بنابراين يادگيري در بزرگسالان بايد به كمك تجارب شخصي و به منظور تغيير رفتارشان صورت پذيرد . براي مثال در مورد كشاورزي كه با استفاده از روشهاي سنتي و با تكيه بر خرافات به امر كشاورزي اشتغال دارد و نتيجه مطلوبي از كار طاقت فرساي خود به دست نمي آورد ، در كسب اطلاعات و مهارتهايي كه در اين زمينه لزوماً باعث تغيير رفتار او در كشاورزي نمي شود . در حاليكه آموزشيار با تكيه بر تجارب بزرگسالان و با استفاده از روشهاي عملي . مي تواند يادگيري آنها را به تغيير رفتار سوق دهد به نحوي كه از دانش و مهارت آموخته شده به شكلي موثر استفاده شود .
يادگيري در محيطي دوستانه و آرام و بدون نگراني تحقق پذير است پس بايد توجه داشته باشيم كه در آموزش بزرگسالان ايجاد محيط دوستانه بسيار مهم است و اين امر مي تواند در از ميان برداشتن نگراني آنان موثر باشد . از سوي ديگر اگر تكاليف آسان باشد آنان موفقيت را تجربه خواهند كرد كه همين امر موجب ايجاد حالتي از خود هدايتي مي شود يعني اين تكاليف باعث مي شود كه فراگير بدون كمك گرفتن از ديگران به موفقيت نايل شود . از سوي ديگرآموزشیار بايد در سواد آموزان خود احساس آرامش و اطمينان ايجاد نمايد كه در صورت نياز به حمايت او دلگرم شود كه اين حالت اعتماد به نفس را در آنان تقويت مي نمايد كه از اين طريق مي توان در آنان ايجاد انگيزه نمود .